پدرم گفته است : قدر هر آدمی به عمق زخمهای اوست .

پس زخمهایت را گرامی بدار !

زخمهای کوچک را نوشدارویی اندک بس است .

تو اما در پی زخمی بزرگ باش که نوشدارویی شگفت بخواهد ....

و هیچ نوشدارویی ِ شگفت تر از عشق نیست .

و نوشداروی عشق در دستان خداست .

اگر در پی نوشدارو نباشی ....

عاشق نخواهی شد .

و اگر عاشق نباشی ....خدایی نخواهی داشت !

دست بر زخمم می گذارم و گرامی اش می دارم .

که این زخم عشق است و عشق میراث پدر !