درنا
سلامشان را شنیدم . . .
از شیب آسمان فرود آمدند
نارنجی غروب رباینده غبار بالشان بود
و عطر کهنگی آشیان
التیام کوفتگی هجر
سلامشان را شنیدم

آنگاه که بر پیشانی هفت بوسه می زدند
درنا چشمانش شکسته بود
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۱/۲۹ ساعت توسط ویدا
|