شما حتی یک جفت کفش از خود ندارید .

سقراط پاسخ داد : درست است

شاگرد ادامه داد : با این حال هر روز شما را در بازار شهر و در حال تحسین کالاها می بینیم . آیا اجازه می دهید پولی جمع کنیم تا بتوانید چیزی بخرید ؟

سقراط پاسخ داد : هر آنچه را که می خواهم دارم اما عاشق این هستم که به بازار بروم تا کشف کنم که بدون انبوه این چیزها هم چنان خشنود خواهم ماند .

عیسی مسیح می گوید : که می تواند الف یا یی به سرگذشت خویش بیافزاید ؟

ما برای زیستن دارای افسانه ای شخصی هستیم . اما این افسانه خودش را این جا و اکنون آشکار می سازد و نه در نقشه هایی که برای آینده می کشیم . هر چیز دیگری فقط هذیان است .

در حقیقت هنگامی که روح خود را به سوی نور تعالی می بخشیم ِ نخستین چیزی که خواهیم دید ضعف های روح مان است . اما همین فرصتی برای اصلاح آن ها است . هرگز نگذارید آگاهی از عیب هاتان شما را بترساند .

برای کسی که خداوند را تجربه می کند ِ جهان یک پیام عظیم است

-دوست دارید یک مرغ دریایی را لمس کنید ؟

روشن بود که دوست داشتم

- بکوشید نسبت به آن ها احساس عشق کنید . سپس این عشق را همچون یک رشته نور از قلب خود بیرون بکشید و به قلب مرغ دریایی بتابانید و در آرامش به او نزدیک شوید .

دو بار موفق نشدم اما در ابار سوم گویی به حالت جذبه وارد شده باشم ِ توانستم مرغ دریایی را لمس نمایم .

این تجربه را در این جا برای آنانی تعریف می کنم که مایلند دست به این تجربه بزنند .

-عشق در جاهایی پل می زند که غیرممکن می نماید .

نسلی می رود و نسلی دیگر می آید ِ اما زمین تا ابد پایدار می ماند . آفتاب طلوع می کند و آفتاب غروب می کند ِ به مکان خود بازمی گردد و باز زاده می شود .آن چه بوده است ِ همان است که خواهد بود و آن چه شده است ِ همان است که خواهد شد و زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست .

خداوند با مشکلات ما میلیون ها تجربه دارد .